کارنکارن، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 11 روز سن داره

karan

عذر خواهی از پسر گلم

سلام پسر گلم امروز  که اینو مینویسم کلی از ساختن وبلاگت میگذره ولی به دلایلی نتونستم لحظه های قشنگ با تو بودن ثبت کنم. اگر خدای مهربون بخواد از این به بعد مینویسم عزیزم. ...
14 دی 1391

دردو دل مامانی

سلام پسر گلم امروز که اینو مینویسم از عشق به تو میخوام بمیرم.انقدر شیرین شدی که نمیدونی عسل من.دوست دارم موهاتو نوازش کتم بوت کنم و توی بغلت بخوابم عزیزم.الان نزدیکه شب یلدا هستیم و این سومین یلدایی که تو با منی عزیزم(البته وقتی تو شکمم بودی رو هم حساب کردم)امیدوارم همیشه در کنارت باشم. ...
14 دی 1391

‎خواسته هاي يك مادر

‎ خواسته هاي يك مادر فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم، اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است، ... صبور باش و درکم کن؛ یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم، برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم؛ وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن؛ وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم، با تمسخر به من ننگر؛ وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو؛ وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده، همانگونه که تو...
14 دی 1391
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به karan می باشد